مرتضى مطهرى

382

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

است و يك وجود بورژوا داراى تفكر بورژوازى . ولى چون بعضى موارد استثنايى ديده‌اند ، مىگويد : بعد خواهيم ديد كه چرا اين قانون عموميت ندارد . چون بعدها انگلس - نه ماركس - به اين مطلب رسيده است كه گاهى چنين تخلفى هم هست ؛ يعنى ممكن است افرادى جزء طبقهء كارگر باشند و وجدان كارگرى نداشته باشند ، و برعكس ممكن است كسى جزو طبقهء بورژوا باشد و افكار بورژوايى نداشته باشد . البته اين قسمت دوم را زياد بحث نمىكند . قسمت اول را كه ممكن است يك فرد جزو طبقهء كارگر باشد و وجدان كارگرى نداشته باشد ، اعتراف مىكنند ولى اسمش را « وجدان كاذب » مىگذارند . بعد اين جملهء معروف را از فويرباخ نقل مىكند : تفكر در يك كاخ و در يك كلبه تفاوت پيدا مىكند . بديهى است كه وقتى وجدان ، طرز تفكر و نوع خواسته‌هاى انسان به طبقهء انسان وابستگى داشته باشد ، اگر طبقه تغيير كند فكر هم عوض مىشود ، وجدان و خواسته‌ها هم عوض مىشود ، جهان بينى و معيارهاى اوليه‌اى هم كه در دست انسان است و روى آنها قضاوت مىكند عوض مىشود . مثلًا انسانى كه جزو طبقهء محكوم ، جزو طبقهء كارگر ، جزو طبقهء زحمتكش است ، طرز فكرش واقعاً اين است كه يگانه راه صحيح و عادلانه اين است كه حكومت ، حكومت كارگرى باشد ، مالكيت الغاء بشود و . . . اصلًا اين وجدان اين‌جور حكم مىكند ، مىگويد يگانه راه صحيح و درست همين است و غير از اين نيست . حال اگر اين شخص را يك دفعه از آن طبقه برداريم و در طبقهء حاكمه قرار بدهيم ، اصلًا وجدان و فكرش عوض مىشود . نه اينكه آن وقت مىفهمد كه راه صحيح همان راه اول است ولى منفعت من اين‌جور اقتضا مىكند ، اصلًا اين‌جور فكر مىكند كه صحيح همين است . انسان در هر طبقه‌اى كه هست ، هرطور كه